تبليغاتX
مارمولی - قسمت چهارم: طرحی نو در اندازیم

         یه مارمولک خورده

 

عجب کنه­ای این آنجلینا، این چند روزه یه آبرویی از من ساده دل برده که بیا وببین. هر جور کاری رو برای برگردوندن من به سر زندگی انجام داده. و حالا که می بینه من زیربار نمی­رم کارش به خون وخون ریزی کشیده. واسه همین هم من مجبور بودم یه مدتی زیاد آفتابی نشم تا آب­ها از آسیاب بیفته. الانم که می­بینید از مخفی­گاهم بیرون اومدم به این دلیله که چند وقته سرش گرمه این قضیه کارت سوخت ماشینش و سهمیه­بندی بنزینه (اصولا چیز خوبیه برای سرگرم کردن مردم).

بگذریم از این حرف ها؛ بریم سر آموزش خودمون:

خلاقیت یکی از پایه­­های موفقیت در زندگیه. کسایی مثل من که می­خوان بدون داشتن پشتوانه­هایی مثل پول و پارتی پیشرفت کنن ودر ضمن از راه راست هم خارج نشن؛ می تونن از این خصوصیت استفاده کنن. داشتن خلاقیت در هرکاری مستلزم اینه که به اون کار عشق بورزیم، اگه ما از انجام کاری لذت نبریم نمی تونیم در انجام اون کار نوآوری ایجاد کنیم.

مردم آزاری هم از این قاعده مستثنی نیست.

وقتی که یه مردم آزاری رو دوبار رو یه نفر انجام بدی مزه ی بار اولش رو هم از بین بردی. به قول مادربزرگ رامونا:« یه شوخی بار اولش جالبه، بار دوم بی مزه می شه؛ بار سوم از گوزیدن سر غذا هم بدتره» به جای این که یه شوخی رو چند بار اجرا کنید بشینید یه ذره فکر کنید طرح­های جدید بریزید کارهایی بکنید که قبلا کسی اون­ها رو انجام نداده این جوریه که لذت ناب مردم آزاری رو می چشید.

خلاقیت در مردم آزاری فایده­های زیادی داره مثلا بعضی­ها این جورین که وقتی یه بار مورد مردم آزاری شما قرار گرفتن همون موقع کاری نمی کنن میرن میشینن یه گوشه فکر می کنن اگه دفعه دیگه شما همون کار رو باهاشون کردید چی جوابتون رو بدن ولی موقعی که دفعه بعد روش­تون رو تغییر بدید عکس­العمل اون یا سکوت خواهد بود یا حرفی که بیشتر موجب ضایع شدنش بشه.

دم نوشت: موفق باشید...

+ نوشته شده توسط علی رضا بصیر در جمعه یکم تیر 1386 و ساعت 1:37 |